حرفاي تنهايي من
http://tanha-tareen.blogfa.com/
. شر و ور عاشقونه .
|
ديگه جدي جدي ميخوام برم ميخوام برم ايـــــنـــــجــــــــــا ! حالا كه نرو ! يه دو سه روز ديگه اونــــــــــجا ديگه اينجوري غم و غصه نيست زياد يه جورايي يه چند وقتيه متحول ( ! ) شدم . ! بعضي وقتا شعر ( شر و ور ) مينويسم بعضي وقتام واستون همين جوري چيزميز تعريف ميكنم ديگه حالا تو دانشگاه اينقد چيزميز پيش مياد مخصوصاً كه دانشگاه هنر باشه ! . ! . ! . . اين يه دونه شعرم ( شر و ور ) ديدم به اينجا بيشتر مياد يعني جاش اينجاس ديگه اون ور قضيش فرق ميكنه همينا ديگه . . .
شايد اندازهي آسمون بـرات خونه نـداشتم يا شايد ماه و ستاره رو برات زمين نذاشتم شايد از اين وره دنيـا رو تـا اون ورش نـرفتم يا شايد از عشق تـو پيش فرشتهها نگفتم فك ميكـردم واس تـو يـه حس عـاشقونـه بسه مـيتـونـم روي زمـيـنـم واس تـــو خـونـه بسـازم فك ميكردم كه نميخواد خونمون رؤيايي باشه نميخواد با اسب تـك شاخ واس داشتنت بـتازم تـو خيـالــم كـه هـميـشه بـــا تـو بـودن آرزومـه ندونستم كـه ازم يـه آسمون ستـاره مـيخواي تـو خيـالــم نـور خورشيد تـوي خونمون مي تابه ندونستم كه ازم يه خورشيده دوبـاره ميخواي اگــه بـايـد واس تـــو ستــاره رو زمـيـن بـيــارم نميخوام تـوي خيـالم عشق داشتن تو باشه اگــه بـايـد واس تـــو يـه خورشيد ديگـه بـيـارم نميخوام حتي تو خوابم ديگه رؤياي تو باشه
+
نوشته شده در شنبه 28 بهمن1385 آقا حسام
|
|
|